strike while the iron is hot
/straɪk waɪl ði ˈaɪərn ɪz hɑːt/
تا تنور داغ است نان بچسبان؛ فرصت را دریاب
دل به دریا زدن؛ احتیاط را کنار گذاشتن
To take a risk without worrying about the consequences.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She threw caution to the wind and booked a one-way ticket.
دل به دریا زد و بلیت یکطرفه خرید.
Sometimes you have to throw caution to the wind.
بعضی وقتها باید دل به دریا بزنی.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تصمیم جسورانه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
throw the caution to wind
throw caution to the wind
caution بدون the و wind با the میآید.